خداحافظ: برای استادی که خیلی دوستش داشتم و دارم

گرچه فاصله ها بین ما فرسنگ هاست

اما فاصله بین قلب ما ناچیز است

هر جا بروی آسمان یک رنگ است

سوسن و سرو و صنوبر همه جاست

خورشید خدا همه جا در تپش است

سایه ی مهتاب شبانه همه جاست

عطر پر مهر خدا همه جا در پی ماست

 

/ 8 نظر / 17 بازدید
سیب آبی

یاد بعضی از استاد ها و چیزهایی که یاد گرفتم ازشون هیچ وقت یادمون نمی ره یادشون سبز

چهل درجه زیر شب

براستی در زمستانها باران را در پیاده روها چه ارزان می فروشند. چهل درجه زیر شب رو با این امید آپ کردم تا صدای امدن قدم هایت نوازشگر خلوت شبانه ام باشد تا در کنار هم به سکوت برسیم.

مژگان امینی

حالا که اینقدر استادت را دوست داری سعی کن استادی مثل اون یا بهتر از اون بشی[گل]

شیما

سلام شراره جان. مدتی است که میخواستم بیام و تو وبلاگت نظر بذارم اما خودت میدونی دیگه... فرصت نکردم.امیدوارم که خوب باشی. راستی برای پرورپوزالت هم بهت تبریک میگم. بی صبرانه منتظر روز دفاعت هستیم. به امید موفقیت و 20 ! راستی این مطلبت مربوط به استادای دانشگاه خودمون میشه؟ کدوم استاد؟ یک خورده نگران شدم...

شراره

سلام عزیزم... من هم امیدوارم تو خوب و سلامت باشی... خیلی دلم برات تنگ شده... خیلی... شیما داشتم معلم می شدم اما پایان نامه این فرصت رو از من گرفت... پروپزالم هنوز توی شوراست دیروز وقت نشد مال منو بررسی کنن... امیدوارم اشکال نتراشن... امروز دارم می رم مشهد... برات دعا می کنم هر آنچه خوب است قسمتت بشه... مربوط به گروه خودمون می شه خانم دکتر.رح ... . شاید برای یه ترم و شاید برای همیشه باید ازش خداحافظی کنیم... هنوز معلوم نیست... شیما جون دوست دارم... خیلی مواظب خودت باش... ایشاالله این دفه بتونیم با هم بریم شکر خند[لبخند][شوخی][گل]

شراره

راستی پیغام دعوتت رو دریافت کردم و عضو شدم... بعداَ باید تکمیلش کنم...

قاصدک

مهر شروع مهربانی ها بر شما مبارک[گل]