سبز

خوشا هر باغ را بارانی از سبز

خوشا هر دشت را دامانی از سبز

 

برای هر دریچه سهمی از نور

لب هر پنجره گلدانی از سبز

قیصر امین پور

/ 17 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی فروتن

آدمی درآغوش خدا پغمی نداشت پیش خداحسرت هیچ بیش وکم نداشت دل از خدا برید ودر زمین نشست صد بار عاشق شد ودلش شکست به هر دری نگاه می کرد راهش بسته بود یادش آمددل خدا را شکسته بود

علی فروتن

باسلام خدمت خانم قره باغی انشالا که احوالتون خوب باشه یه تشکری ازتون بکنم از اینکه مطالب ارسالی منو خوندین وتاییدشون کردین درمورد وبلاگ هم حقیقتش خیلی درگیر درس هستم و وقتش برام محیا نبوده که یه وبلاگ درست کنم ولی به محض اینکه سرم خلوت بشه به فکر یه وبلاگ بایه موضوع خوب هستم ولی فعلا دوست دارم مطالبمو واسه شما بفرستم که ارجاش بدین به مخاطباتون خانم قره باغی باز هم میگم وهمیشم میگم که شما استعداد*درک*فهم*فرهنگ*هوش*پاک بودنتون*وخیلی چیزای دیگتون که در حد بسیار عالی قرار داره چون من خیلی وبلاگ هارو گشتم فقط وبلاگ شما برای من مورد تایید بوده وجاداره ازتون تشکر وقدردانی کنم ویه خسته نباشی بهتون بگم انشالا تو تک تک مراحل زندگیتون موفق.سربلند وپیروز باشید باتشکر ازشما....

علی فروتن

بزرگترین.زیباترین وقشنگترین عشق دنیا...عشق خداوند نسبت به بندشه.خداوند میگه اگر بنده ام میدانست من چقدر او را دوست دارم وبه او عشق می ورزم هر لحظه برای محبت کردن به من میمرد واعظای بدنش از هم میگسست کدام یک از ما این را لمس کرده ایم؟ من اولین الگوم تو عشق خداوند بوده واز خدا یاد گرفته ام وقتی یه نفری رو دوست دارم تاآخرین لحظه وبا دل پاک دوسش داشته باشم من هیچ موقع از عشقی که دوس داشتم پاپس نمی کشم پس عشق ورزیدن.عشق دوست داشتن.پایبند به عشق بودن رو از خدا یاد بگیریم تا به خدام خوش بیاد ودل خدا شاد بشه

علی فروتن

مجنون هنگام راه رفتن کسی را به جز لیلی نمیدید روزی شخصی در حال راز ونیاز در راهی بود ومجنون بدون این که متوجه شود از بین او ومهرش عبور کرد.مرد رازو ونیاز را قطع کرد وداد زد هی چرا بین من وخدایم فاصله انداختی مجنون به خود آمد وگفت من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم توکه عاشق خدای لیلی هستی تورا ندیدم چگونه دیدی که من بین تو وخدایت فاصله انداختم؟

علی فروتن

کاش...کاش همان کودکی بودم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمیشنود دلخوش کرده ام که سکوت کرده ام سکوت پر بهتر از فریاد توخالیست دنیا را ببین بچه بودیم از آسمان باران ی آمد بزرگ شده ام از چشمهایمان می آید بچه بودیم درددل را باهزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان می گوییم اما هیچ کسی نمی فهمد.

علی فروتن

اما خداوند همواره زمینه رشد بیشتر رو برای ما فراهم می کنه. نه در اشتباه بودم!! نه رویین تنم، نه بی خطا و نه بی نقص. طوفانی که خدا برای من بر پا کرد، تنها به این دلیل بود که چشم های منو باز کنه به واقعیت خودم. حالا نقص هامو خوب می شناسم، می دونم خطاپذیرم و تفکر این دوسال کاملا غلط بوده. ما برای رشد باید خطر کنیم. باید از طوفان ها بگذریم. آدم های ضعیف هرگز رشد نمی کنند، آدم های ترسو هرگز مکان های جدید رو نمی بینن، آدم های منزوی هرگز به واقعیت جامعه پی نمی برند. خطر کنید، نترسید، ابراز کنید و واکنش ها رو ببینید، از هیچ کس انتظار هیچ چیزی رو نداشته باشید، در عین حال از هرکسی انتظار هر کاری رو داشته باشید، از شکست نترسید، هر چی شکست بیشتری بخورید، موفقیت های بزرگتری به دست خواهید آورد، موفقیت های بزرگ در پس شکست های سهمگین نهفته اند، هرگز متوقف نشید، از تلاش دست نکشید، نبازید، اگر راهتون بسته شد، خودتون راهی بسازید. خود را به راه آسمان افکنید، اگر به ماه هم دست نیابید، بدون شک در میان ستارگان خواهید نشست...

علی فروتن

یک نکته فکری و دیگری اخلاقی. پیام فکری که مایلم به آنها بدهم این است که وقتی موضوعی را بررسی می کنید، یا توجه شما به فلسفه ای جلب می شود، تنها چیزی که باید از خودتان بپرسید این است که واقعیت ها در این فلسفه چه هستند و چه حقایقی در آنها نهفته است؟ هیچ وقت به خودتان اجازه ندهید که آنچه را دوست دارید، حقیقت داشته باشد، یا آنچه را که فکر می کنید حقیقت بودنش برای بشر مفید است، شما را منحرف کند. فقط و فقط به اینکه واقعیت ها چه هستند نگاه کنید. این مساله فکری بود که مایل بودم مطرح کنم. اما مساله اخلاقی که مایلم به آن اشاره کنم، بسیار ساده است. باید بگویم، عشق ورزیدن خردمندانه و تنفر ورزیدن ابلهانه است. در این دنیایی که در آن ما هر روز بیشتر و بیشتر به یکدیگر نزدیک می شویم، باید بیاموزیم که یکدیگر را تحمل کنیم، باید بیاموزیم تا با این واقعیت که دیگران ممکن است حرفهایی بزنند که به مزاج ما خوش نیاید، باید کنار بیاییم. ما تنها در این صورت می توانیم با هم زندگی کنیم. اگر قرار باشد با یکدیگر زندگی کنیم نه اینکه با یکدیگر بمیریم. آموختن این نوع بزرگمنشی و تحمل یکدیگر، برای تداوم حیات بشر روی این کره مطلقا ضروری است...

علی فروتن

امروز به این تجربه رسیدم که اگه بخای ناحق کنی و در کار و وظایفت کوتاهی کنی، وقت بیشتری داری تا در حطیه های دیگه موفق باشی، اما در عوض باید درستی و صداقت روحت رو از دست بدی و اگه بخوای به مسئولیت هات به نحو احسن عمل کنی وقتی برای رشد در حیطه های دیگه نداری، ولی انسان باقی می مونی. انتخاب با خودته! غالبا جهان بیرون و افراد اولی رو ترجیح می دن. چرا که دید و نگاه عامه روی اون تاثیر می زاره. اما عده کمی هستن که دومی رو ترجیح می دن و در نگاه عامه ممکنه خیلی افراد موفق و مفیدی نباشن!! حتی ممکنه افراد بدون توانایی و بی عرضه محسوب بشن.

علی فروتن

جامعه ما به سمت بدی در حال حرکته، اکثر افراد روح شون رو قربانی ظواهر کردن و متاسفانه با استقبال عامه هم مواجه می شن، افراد زیادی در ادارات تشویق می شن، ترفیع رتبه می گیرن، به ناحق جای دیگران رو تصاحب می کنن و ... و جالب اینجاست که اطرافشون همواره پر از آدمه! سرشون شلوغه، فارغ از اینکه از لحاظ اخلاقی و انسانی در سطح پایینی قرار گرفتن، تنها به این دلیل که از دیگران پله می سازن و بالا میرن، خیلی ها خودشون رو به اون افراد گره می زنن تا اونها رو هم بالا بکشن، یه چیزی شبیه شرکت های هرمی، هر فرد چندین فرد دیگه رو آلوده می کنه و به مرور اخلاق از جامعه حذف می شه. این تجارب بسیار عذاب آور هستن و درکشون باعث رنج هر انسانی میشه اما برای ادامه راه باید همه چیز را آموخت. ما باید بد رو یاد بگیریم نه به این دلیل که بد باشیم، بلکه به این دلیل که فرق بین بد و خوب رو بشناسیم و بتونیم خوب عمل کنیم. به علاوه ما باید برای آینده ای هولناک آماده باشیم ، آینده ای که اخلاق به مرز صفر خواهد رسید و زندگی برای عده ای معدود بسیار دشوار خواهد شد....

عسل

سلام . چطورمیتونم کد بگیرم تابتونم یادداشت های خصوصی تون رومشاهده کنم؟؟؟؟؟ممنون از پاسخت.