فکر می کردم تنهایم اما من واقعاً تنها نبودم

در تنهایی هایم می دانم که خدا هست ، تابستان هست ، خورشید هست ، ماه هست ، سنگ هست ، آب هست ، خاک هست و این یعنی همه هستی با من و در کنار من هست ... .

تابستان می دانست که من تنهایم ، دستش را به سویم دراز کرد و دستانم را به گرمی فشرد ، طلوع چشمان خورشید هر روز به طلوع چشمانم سلام می گفت و به سویم خیره می شد تا رازهایم را یافته باشد .

ماه بی صبرانه رفتن خورشید را انتظار می کشید ، خورشید تموز نمی رفت ، دل نمی کند ، انگار هنوز به رازم پی نبرده بود و نمی توانست از چشمانم دل ببرد ، چاره چیست باید می رفت ، وقتی میرفت در گوش ماه حرفهایی زد ، آنچه از وجودم را می دانست به ماه گفت ، به ناچار حرف هایم را در کاغذ باد پیچیدم و با نفسی از ته دل نامه را رهسپار ماه کردم ، ماه با لشکری از ستاره ها تا صبح برایم دعا کردند ، شب فرصت کمی نبود .

صبحی دیگر فرا رسید ، گویی خورشید رفته بود تا راز تنهای دیگری را برای ماه افشا کند ، اینبار من به سراغ سنگ رفتم ، حرفهایم را برایش زدم ، سنگ برایم صبوری کرد ، حرفهایم که تمام شد سنگ را به آب ، آفریده لطیف خدا سپردم تا رازهایم را برای خاک بگوید ، از حرف هایم جوانه هایی سبز از دل خاک اطراف رودخانه سر برآوردند . حالا دیگر من تنها نبودم خدا ، تابستان ، خورشید ، ماه ، ستاره ها ، سنگ ، آب ، خاک ، جوانه های سبز ، همه ، همه حرفهایم را می دانستند و ... .

 

/ 10 نظر / 15 بازدید
صندقوچه

سلامي به گرمي خورشيد دوست عزيز خسته نباشي واقعاوب جذابي داري وهمينطور پست جالبي نوشتي.خوشحال ميشم اگه به وب من هم سري بزني منتظرم.. 000000___00000 _00000000?0000000 _0000000000000000 __00000000000000 ____00000000000 _______00000 _________0 ________*__000000___00000 _______*__00000000?0000000 ______*___0000000000000000 ______*____00000000000000 _______*_____00000000000 ________*_______00000 _________?________0 _000000___00000___* 00000000?0000000___* 0000000000000000____* _00000000000000_____* ___00000000000_____* ______00000_______* ________0________* ________*__000000___00000 _______*__00000000?0000000 ______*___0000000000000000 ______*____00000000000000 ______*______00000000000 _______*________00000 ________*_________0 _________*________* _________*_______* __________*______* ___________*____* ____________*___* _____________*__* ______________** _______________

شمیم

[گل]وبلاگ جالبی داری وقت کردی به وبلاگ منم یه سری بزن موفق باشی

الهه

چه روح لطیفی!!!!الهی..[لبخند] راستی زهرا کیه نکنه مثل سحر من از هم جدا شدین و روزها و شب هاتون با هم یکی نیست و یه قطار فاصله افتاده بین تون!!!

شمیم

[گل]عزیزم من هرچقدر تلاش میکنم نمیتونم شمارو لینک کنم نمیدونم چرا فقط وب شما اینجوریه! در هر صورت مرسی که منو لینکت کردی منم اگه تونستم حتما این کارو میکنم[گل]

شمیم

[گل]عزیزم من هرچقدر تلاش میکنم نمیتونم شمارو لینک کنم نمیدونم چرا فقط وب شما اینجوریه! در هر صورت مرسی که منو لینکت کردی منم اگه تونستم حتما این کارو میکنم[گل]

محفل فاطمیون اراک

بسم الله الرحمن الرحیم : سلام ....تا کسی رخ ننماید ز کسی دل نبرد 000 دلبر ما دل ما برد و به ما رخ ننمود .... آغاز ماه رجب این ماه بزرگ خود سازی و بندگی مبارکتان باد و میلاد امام باقر علیه السلام . ... با یه داستان رحمت در خدمتیم . خدا تا حالا با شما این طوری معامله کرده ؟ اگه ما را لایق دونستی نظرت را هدیه ما کن ....

م

خواهشمند است بازديد بفرماييد

ساربان

آنچه در آسمان و زمين است جملگي مشغول پرستش خداوند هستند.

محفل فاطمیون اراک

بسم الله الرحمن الرحیم : سلامی ز دامان گل پاکتر تقدیمتان .... با نگاهی متفاوت به صلوات از منظر عارف بالله حاج اسماعیل دو لابی منتظر قدوم شمائیم ... ببین شما هم می تونید برداشت دیگری داشته باشید .. باورکن .. نظرتون هدیه شماست به ما ...