مناجات

الهی ،

چون تو حاضری چه جویم ، و چون تو ناظری چه گویم .

الهی ،

ما را یارای دیدن خورشید نیست ، دم از خورشید آفرین چون زنیم  !

الهی ،

عقل گوید : « الحذر ، الحذر  !» ، عشق گوید « العجل ، العجل  !» ؛

آن گوید دور باش ، و این گوید زود باش  !

الهی ،

کلمات و کلامت که این قدر شیرین و دلنشین اند ، خودت چونی ؟

الهی ،

پیشانی بر خاک نهادن آسان است ، دل از خاک برداشتن دشوار است .

الهی ،

چگونه شکر این نعمت گزارم که اجازه ام داده ای تا نام نیکوی تو را به زبان آورم و در پیشگاهت با تو گفت و گو کنم و نامه ات را بگشایم و بخوانم ، گرنه « اَین التّراب و ربّ الرباب »  !

الهی ،

تا کنون به نادانی از تو می ترسیدم ، و اینک به دانایی از خود می ترسم .

الهی ،

موج از دریا خیزد و با وی آمیزد و در وی گریزد و از وی ناگزیر

 است ؛  اِنّا للّه و اِنّا الیه راجعون

الهی ،

سست تر از آنکه مست تو نیست کیست ؟

الهی ،

از من آهی و از تو نگاهی

 

استاد آیت الله حسن زاده ی آملی

 

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٧

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir