علمدار نیامد

 

آن ماه پری روی پری وار نیامد
خون گریه کن ای عشق علمدار نیامد

 

در خیمه برباد کسی زار چنین گفت:
« شد وعده علمدار به دیدار نیامد »

 

امشب عطش نور به رقص آمده با خاک
اما مه موعود شب تار نیامد

 

دیریست که من دوخته ام چشم به راهش
دانست که من منتظرم یار نیامد

 

ای وای به ما شب زدگان، وای به ما، آه
خورشید چرا صبح پدیدار نیامد؟!

 

با داغ تو می خواست دلم شعر بگوید
اشک آمدم از دیده و گفتار نیامد

 

بهروز قزلباش

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٩

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir