علمدار نیامد

 

آن ماه پری روی پری وار نیامد
خون گریه کن ای عشق علمدار نیامد

 

در خیمه برباد کسی زار چنین گفت:
« شد وعده علمدار به دیدار نیامد »

 

امشب عطش نور به رقص آمده با خاک
اما مه موعود شب تار نیامد

 

دیریست که من دوخته ام چشم به راهش
دانست که من منتظرم یار نیامد

 

ای وای به ما شب زدگان، وای به ما، آه
خورشید چرا صبح پدیدار نیامد؟!

 

با داغ تو می خواست دلم شعر بگوید
اشک آمدم از دیده و گفتار نیامد

 

بهروز قزلباش

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٩

تولدت مبارک... پدر

 

 

روز میلاد تو باران آمد
روز میلاد تو بود
که هوا
بوی شبنم و شقایق می داد
و خدا می خندید
عطر یاس از در و دیوار هوا می پاشید
و نسیم از تو بشارت می داد
باد بر پنجره پا می کوبید
زلف افشانرا بید
در مسیر تو پریشان می کرد
هر کجا سروی بود
به تواضع سر راه تو بر پا می خواست
تاکها با تو تبانی کردند
غوره ها از تپش قلب تو انگور شدند
سرکه ها را خیر آمدنت شیرین کرد
برگ ها از سر تعظیم تو می رقصیدند
و خزان در قدم شاد تو نقاشی کرد
و به تر دستی استاد ازل
شعبده ای بر پا بود
گوشها منتظر
اولین گریه ی شیرین تو بود
چشمها منتظر
اولین ساغر سیمای تو بود

روز میلاد تو باز
مثل همواره خدا حاضر بود
آسمان جشن گرفت
ابر ها مژده ی دیدار تو را می دادند
رعد در حنجره از شوق تماشای تو غوغا می کرد
طبل آغاز تو را می کوبید
برق آغاز تو را می تابید
مه فضا را به هوای تو در آغوش گرفت
آنسوی پیله ی مه
ماه تا فرصت دیدار تو بیدار نشست
در جهان از قدم مهر تو مهمانی شد
شعر از مرکب فرخنده ی احساس تو الهام گرفت
واژه ها در شعف وصف تو شادی کردند
و غزل
قالب همواره ی توصیف تو شد

و ... .

 تولد از مجتبی کاشانی (سالک)

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ٧:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٩

یاد... برای زهرا

مشاهده یادداشت خصوصی

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ٧:٤٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٩ آذر ۱۳۸٩

حمید مصدق


« آه، ای عشق تو در جان و تن من جاری،    

   دلم آن سوی زمان

                  با تو آیا دارد،

                      وعده‌ی دیداری؟! 

چه شنیدم؟

            تو چه گفتی؟

                           آری؟! ... »

 

روشنای دل بی روزن من،

                              تو چه گفتی؟

                                              آری؟! ...

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ٥:۳٦ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٢ آذر ۱۳۸٩

برای خدا

 

«با هرچه عشق نام تو را میتوان نوشت

با هرچه رود نام تو را میتوان سرود

بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را

با دست های روشن تو میتوان گشود»

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ۸:٥۸ ‎ق.ظ ; جمعه ٥ آذر ۱۳۸٩

عید غدیر مبارک

 

(روز غدیر خم) دین شما را به حد کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان دین براى شما پسندیدم. (سوره مائده آیه 3)

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ۱:۱۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٤ آذر ۱۳۸٩

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir