ماه مبارک رمضان سال 1395

 

ماه مبارک رمضان یکبار دیگر ا راه رسید.. ماه مورد علاقه من

ماه مبارک رمضان با سحرهای مبارک و افطارهای دلپذیرش

از علاقه گفتم یادم آمد که من بعد از مدت ها دوری از خودم باز خویشتنم را می یابم... مدتی بود که دچار آشفتگی شده بودم اما کم کم احساس می کنم می خواهم دوباره همان شراره سابق شوم.. امیدوارم که بتوانم به خودی که دوستش می داشتم نزدیک شوم.. باز هم وبلاگم را به روز می کنم در حالیکه یک موسیقی بسیار زیبای بی کلام به اسم گذرگاهی به گذشته را می شنوم اثری از  Guy Sweens از آلبوم Pathways. بسیار مطبوع و دلپسند است. من می خواهم به گذشته ام شیفت کنم در حالیکه خیلی چیزها عوض شده است و قاعدتا کاری سخت خواهد بود برای من. کارهای زیادی است که باید انجام بدهم.

 

خدای من این موسیقی چقدر زیباست. 

 

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ٤:۱٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٥

فکری باید کرد...

 

فرهنگی زیبا در کشور آلمان

در آلمان دور انداختن هر گونه بطری شیشه ای و پلاستیکی کار کاملا عجیبی محسوب می شود.

در آن کشور به علت اهمیت مسئله بازیافت شما می توانید با برگرداندن بطری ها به هر سوپر مارکتی بخشی از پولی که در ازای خرید محصول داده بودید را پس بگیرید.

اما در کنار این قانون فرهنگ زیباتری شکل گرفته که مردم معمولا بطری هاشون را در کنار سطل آشغال ها می گذارند تا بی بضاعت ها با برگرداندن آنها به سوپر مارکت پول خورد و خوراکشان را در بیاورند.

منبع:

کانال تلگرام

shekarestannn@

 

بحث انسان دوستی و کمک به بی بضاعت ها تنها نتیجه این کار نیست بلکه مهمتر از آن کمک به طبیعت است تا کمتر با زباله هایی که سالها طول می کشد تجزیه شوند، آلوده شود.. سعی کنیم از کیسه های قبلی برای مدیریت خریدمان استفاده کنیم و در این زمینه صرفه جو باشیم.. چه فرهنگ زیبایی در نیم قرن اخیر کشورمان بود که الان با کمال تاسف از بین رفته است.. فرهنگ استفاده از پاکت های کاغذی و زنبیل ها.

 

 

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ۱:٤۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳٩٥

رویای پرتقالی هم تمام شد...

 

 

سال 1394 هم کم کم به پایان خودش نزدیک می شه، چقدر زود گذشت انگار همین چند لحظه پیش بود که برای شروع این سال لحظه شماری می کردبم و حالا برای پایانش لحظه ها را به انتظار نشسته ایم! 

 

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ۳:٠٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱ فروردین ۱۳٩٥

بخوان احساسم را تا بدانی برای من بندرعباس هم یک قصه و تنها یک خاطره شد

 

 

چیزی نزدیک به سه سال گذشت و حالا بندرعباس و زندگی در آنجا هم به خاطره ای مبدل شد.. مهرماه 94 بازگشتیم با کوله باری از خستگیها، دلتنگی ها، خاطره ها و تجربه ها... حالا باید بگویم یادش به خیر ساحل، جذر و مد، دریا، قشم، درگهان، هرمز، رفتن به هنگام و لنگه از آرزوها، تماشای منظره ای از دوردست کشتی ها، زیتون، سیتی سنتر، فلکه پارک شهر، مارکت تارا، بازار ترکها، بازار اوزی ها، ماهی میش، هامور و سرخوها، ابوموسی و تنبها، شرجی و گرما، پرتقال محلی، انبه، زیتون، گارم زنگی، کنار، خرما، نارنگی خوش طعم سیاهو از میوه ها، روزهای پنجشنبه و جمعه بعدازظهرها، بیمارستان صاحب الزمان (عج) و مطب امیر و خیابان مرادی و همه چهارراهها، دانشگاه علمی و کاربردی و صدا و سیما، نامش مژده بود باشگاه ما و رستوران بادگیران و سیب و هزار ریز و درشت دیگر از خاطره ها.. خداحافظ خاطره ها.. خداحافظ روزهای گرم و خداحافظ شبهای طولانی و خداحافظ بندر ما..

شراره و امیر حالا به آن روزها که فکر می کنند چند قطره اشک گوشه ای از چشمانشان را نمناک می کند. از همان روزی که برگشتم دلتنگت شدم بندرعباس گرم و مهربان... دلم برای آن زنان و مردان مظلوم بندری تنگ خواهد شد.. دلم برای آن چادرها و آن لباسهایتان تنگ خواهد شد... خیلی تنگ.. می خواستم گرفتارت نشوم اما گویا بدجور به خاطره ات گرفتار شدم... آن روزها را فراموش نمی توان کرد...

حالا خاطره ها را با من قدم زدی و فهمیدی چقدر دلتنگ شدم از همین حالا... تا روزی که خودم هم قابی از خاطره شوم دردی در گلویم خواهد پیچید با یاد کردنی از آن روزها...

حس عجیبی است که روزی در شهری آشیان کنی و روزی در همان شهر باز هم چون یک مهمان غریب و بیگانه گویی بی آشیان باشی... 

 

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٤ آبان ۱۳٩٤

سلام بر وبلاگ مهربانم...

مشاهده یادداشت خصوصی

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ٢:٠۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۳

روزگار ما...

 

« آن روز که سقف خانه ها چوبی بود

گفتار و عمل درهمه جا خوبی بود

امروز بنای خانه ها سنگ شده

دلها همه با بنا هماهنگ شده »

 

 

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ۱:٠۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۱ تیر ۱۳٩٢

به یاد مرحوم قیصر امین پور

 

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شب ها من وآسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم: تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم تو را دوست دارم
سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم
جهان یک دهان شد هم آواز
با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم

×××

لبخند تو خلاصه‌ی خوبیهاست
لختی بخند، خنده‌ی گل زیباست
پیشانیت تنفس یک صبح است
صبحی که انتــــهای شب یلداست
در چشمت از حضور کبوترهـا
هر لحظه مثل صحن حرم غوغاست
رنگین کــمان عشق اهورایــی
از پشت شیشه‌ی دل تـــــو پیــداست
فریاد تـــو تــلاطم یک طوفان
آرامشت تلاوت یک دریـــــاست
با ما بدون فاصلــه صحبت کن
ای آن که ارتفاع تـو دور ز ماست

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ۱:٢۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩۱

سبز

خوشا هر باغ را بارانی از سبز

خوشا هر دشت را دامانی از سبز

 

برای هر دریچه سهمی از نور

لب هر پنجره گلدانی از سبز

قیصر امین پور

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ٤:٥٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۱

من در کنارت خواهم بود...

مشاهده یادداشت خصوصی

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱ دی ۱۳٩٠

جملاتی به یاد ماندنی... بیایید بیاموزیم

 

لازم نیست برای طولانی زیستن،
    به روزهای زندگی ات اضافه کنی،   
     تلاشت این باشد که
    "زندگی" را به روزهایت اضافه کنی ... .

 


کسی که با زشتی پیروز شود، شکست خورده است.

 


مهاتما گاندی:

اگرفقط یک‌بار وجود خداوند را بپذیرید، هرگز در ضرورت دعا و نیایش شک نخواهید کرد.

 

قبل از هرچیز به امت عیسی توصیه می‌کنم که زندگی مسیح را ملکه سازند و به راه او قدم نهند. هرگاه به شیوه روحانی پیامبر خود، میل به سوی ما کنید، مانع و رادعی در برابر شما نخواهد بود.

 

خشم، اسیدی است که به ظرف خود بیشتر از چیزی که به ‌آن پاشیده می‌شود، آسیب می‌رساند.

 

من از امتیازها و انحصارها نفرت دارم. هرچه نتواند با توده های مردم تقسیم شود برایم گناه آلود و حرام است.

 

تغییری را که آرزو داریم در دیگران ببینیم ابتدا باید در خود ایجاد کنیم.

 

هر تغییر و تحولی که برای جهان آرزو می‌کنی، در وجود خودت ایجاد کن!

 

وظیفه ما نیست که خطای دیگران را جستجو کنیم و به قضاوت درباره دیگران بنشینیم. ما باید تمام نیروی خویش را برای قضاوت در کار خودمان صرف کنیم و تا وقتی که حتی یک خطا در خود می بینیم حق نداریم که در کار مردم دیگر دخالت کنیم.

 

هیچوقت نمی‌توانید با مشت گره‌کرده دست کسی را به گرمی بفشارید.

 

ضعیف هیچگاه نمی تواند ببخشد. بخشش برای موجودی قوی است (تا در عین قدرت تنبیه یا انتقام ببخشد.)

 

خود را فدا کنیم، بهتر است تا دیگران را نابود سازیم.

 

زور، اسلحه مردمان ناتوان است.

 

نخست نادیده می‌گیرندتان، بعد به شما می‌خندند، سپس با شما مقابله می‌کنند، ولی پیروزی نهایی با شماست.

دکتر علی شریعتی:

بمانیم تا کاری کنیم نه اینکه کاری کنیم تا بمانیم.

 

+   دختر کوچک سیاره نپتون ; ٧:۱٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩٠

← صفحه بعد
design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir